العلامة المجلسي
78
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
كه تو از فرزندان انصارى وولايت ومحبّت ما أهل بيت هميشه در ميان شما بوده است از زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تا حال وپيوسته محلّ اعتماد ما بودهايد ومن تو را اختيار مىكنم ومشرّف مىكنم « 1 » به فضيلتى كه به سبب آن بر شيعيان سبقتگيرى در ولايت ما وتو را بر رازي [ پنهان ] مطلّع مىگردانم وبه خريدن كنيزى مىفرستم . پس نامه پاكيزه نوشتند به خط فرنگى ولغت فرنگى « 2 » ومهر شريف خود را بر آن زدند وكيسه زرى بيرون آوردند كه در آن دويست وبيست اشرفى بود ، فرمودند كه بگير اين نامه وزر را ومتوجه بغداد شو ودر چاشت فلان روز بر سر جسر « 3 » [ فرات ] « 4 » حاضر شو ، پس چون كشتىهاى أسيران به ساحل رسد ، جمعى از كنيزان در آن كشتىها خواهى ديد وجمعى از مشتريان از وكيلان امراى بنى عبّاس وقليلي از جوانان عرب خواهى ديد كه بر سر أسيران جمع خواهند شد ، پس از دور نظر كن به بردهفروشى كه عمر بن يزيد [ نخّاس ] « 5 » نام دارد ودر تمام روز تا هنگامى كه از براي مشتريان ظاهر سازد كنيزكى كه فلان وفلان صفت دارد وتمام أوصاف أو را بيان فرمود ودو جامهء حرير كنده پوشيده است وإبا وامتناع خواهد نمود آن كنيز از نظر كردن مشتريان ودست گذاشتن بر آن وخواهى شنيد كه از پس پرده صداى رومى از أو ظاهر مىشود ، پس بدان كه به زبان رومى مىگويد كه واي پرده عفّتم دريده شد ! پس يكى از مشتريان خواهد گفت كه من سيصد اشرفى مىدهم به قيمت اين كنيز وعفّت أو مرا در خريدن راغبتر گردانيده ، پس آن كنيز به لغت
--> ( 1 ) . در ( م ) و ( آ ) و ( ع ) : مىگردانم . ( 2 ) . در مصدر : به خط رومىّ ولغت رومىّ . ( 3 ) . جسر : پل ، گذرگاه . ( 4 ) . زيادة از مصدر . ترديدى نيست كه اين خطاى نسّاخ است يا اشتباه چاپى ؛ زيرا مسلّم است نهرى كه در بغداد جارى است دجله است نه فرات . ( 5 ) . زيادة از مصدر .